خرید بک لینک

ویرایش اولیه... هشت صبح

شب میخوابم، به این امید که بیدار نشوم مگر جز کابوسی به یاد نیاید...

صبح برمیخیزم، مرده تر از شب.

ویرایش ثانویه....شش عصر

روزی که تخمی باشه، از اول، تا انتها تخمیه... سر تا ته تخمیه، بالا و پایین تخمیه... همینه که هست

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 22:41

سلام!حماقت واقعا شاخ و دم نداره ها!با وجود اینکه میدونم توی این شلوغی اوضاع و بهم ریختگی همه چی... مسلما وقت سر خاروندن هم نخواهم داشت... با وجود اینکه برای سال دیگه مدرسه 6 زنگ پر کلاس دارم، حداقل تا

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 22:41

سالهای طولانیه که با نحوی از انحا سر و کارم با مدرسه بوده... سالهای خیلی طولانی... از سال 75 اگر بخوام دقیق بگم... و از سال 82 با این مدرسه... و از سال 89 دارم درس میدم... توی همین مدرسه...مدارس زیادی

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 22:41

یه روزهایی خیلی خوبه، یه روزایی خیلی بد، یه روزایی هم یه جوریه... خوب نیست، بد نیست، یه جوریه فقط! میدونی، امروز یه سری کار کردم، که نمیدونم درست بوده یا غلط، اصلا چند وقته که یه سری کار میکنم که نمید

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 22:41

روزگار عجیبی شده... صبح تو دفتر یه صحبت میشهظهر در موردش کاملا اتفاقی تو اینترنت میخونمعصر توی یه کتاب میبینمشو شب قبل خواب تلوزیون داره در موردش صحبت میکنه! و این اتفاق با جایگشتهای متفاوت دائم دور و

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 22:41

حکایت ما حکایت اون یخ فروشه اس...

هر روز صبح بار یخ میزنیم میریم بازار... هرچقدر میتونیم میفروشیم، هرچقدر نفروشیمم، چیزی برای فردا نیست... همه آب میشه و میره...

صبح به صبح، یه بار یخ زمان میدن بهمون، هرچقدر شو فروختی، فروختی، هرچی نفروختی،باختی...

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 22:41

ایجاد خاطرات کار ساده ایست

فراموش شدن آنها هم ناگزیر

سالها میگذرند

و ناگاه به خاطر نیاوردن آنها، نشدنیست...

و آنگاه است که دیگر نه میتوان فراموش کرد، نه لذت برد، نه آسوده ماند.

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 22:41

صفحه بندی